|
یک تکه از ترا که نمی گویی جا مانده بوده است در این خانه پیدا که می کنم به تو می گویم: یک تکه از تو یک دل دیوانه این خانه گور بخت سفیدت بود آن روزها که همسر من بودی این روزها که نیستی اما، باز تنهایی تو مانده در این خانه آن روزها به نان و پنیرک تو خوش بودم و به دلخوشی ات... حالا صبح است و زهر مار کنم باید غم را کنار سفره ی صبحانه دیروز در اداره یکی می گفت دنیا به هیچ چیز نمی ارزد من بی اراده یاد تو افتادم یادت به خیر ای زن دیوانه
آن تکه را که هیچ نمی گفتی آیینه ی شکسته ی بختت بود آیینه ای شکسته که مدفون شد در لابه لای آنهمه ویرانه ویرانه ی گریستنت وقتی از شانه های خویش می افتادی شانه... همانکه آنهمه اندوهم سر می گذاشتند بر آن شانه این رختخواب عطر تو را می داد این صبح زود با تو چه شیرین بود حالا تویی و شام غریبانت در این سیاه چال غریبانه دنیا همیشه ارزش دیدن را در خوابهای کوچک من دارد اما به هیچ چیز نمی ارزد در رختخواب بی گل و پروانه
یک تکه از تو قصه ی کوتاهی از خواب کوچکی که نمی دیدی خوابی عمیق، خواب پریشانی باور نکردنی تر از افسانه
از کیمیای مهر تو زر گشت روی من آری به یمن لطف شما خاک زر شود!!! از دوست خوبم محمد تاجیک به خاطر این عکس و لطفی که به من دارد سپاسگزارم.
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه نوزدهم دی 1387ساعت 23:57 توسط حسین صفا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
این رویای چه کسی بود که نیمه کاره ماند ؟
به تلخی می اندیشم و نگاه می کنم به قطار خاموش که در جای خود می لرزد و به آهستگی دور می شود با تمامی... درهای ... بسته اش.... |
| پیوندهای روزانه |
|
شعر خوانی ( سمانه نائینی ) آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1388 اردیبهشت 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 مرداد 1387 |
| پیوندها |
|
سمانه نائینی امیر ارجینی محسن چاوشي سید مهدی موسوی محمدرضا حاج رستم بیگلو حسین تقوی محمد تاجیک |
|
RSS
|