تبليغاتX

کنار پله ى تاریک - گریه بارون وب نوشته های حسین صفا

نه به فکر دوا و درمونم

نه تو فکر گذشتن از جونم

 

نه می خوام تا ابد باهات باشم

نه می خوام باز دوباره تنها شم

 

خنده خنده توی خیال خودم

گریه بارون می شم به حال خودم

 

حسرت تلخ زنده موندن من

خواب شیرین پیش پات مردن

 

خواب شیرین با تو جون دادن

به تو تنهایی رو نشون دادن

 

خواب دیدن که توی بیداری

می گی  دیوونمی، دوسم داری

 

اگه دنیام خرابه ی شامه

تو رو خواستن تموم دنیامه

 

روی دوشم نمی کشم بی تو

بار سنگین بی وفایی تو

 

خواب و بیدار مرده و زنده

خسته از گریه دلخور از خنده

 

نمی خوام از تو جون به در ببرم

نمی خوام از تو این قفس بپرم

 

می خوام از دیدن تو گریه کنم

واسه خندیدن تو گریه کنم

 

خنده خنده توی خیال خودم

گریه بارون بشم به حال خودم

+ نوشته شده در  جمعه هشتم آذر 1387ساعت 18:40  توسط حسین صفا | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
این رویای چه کسی بود که نیمه کاره ماند ؟
به تلخی می اندیشم
و نگاه می کنم به قطار خاموش
که در جای خود می لرزد
و به آهستگی دور می شود
با تمامی... درهای ... بسته اش....

پیوندهای روزانه
شعر خوانی ( سمانه نائینی )
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
مهر 1388
اردیبهشت 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
مرداد 1387


irLearn.com

پیوندها
سمانه نائینی
امیر ارجینی
محسن چاوشي
سید مهدی موسوی
محمدرضا حاج رستم بیگلو
حسین تقوی
محمد تاجیک
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM