|
بیتابی من که خوابم نمیبرد ، خواب و راحتم راگرفته بیتابی عشق من! نیمههای شب شده و تو در آغوش همسرت خوابی ازتوعمری گذشته اما من باخودم فکر میکنم که هنوز تو همان دختر جوان هستی با همان گونههای سرخابی فرض کن این اتاق پیش من است وهمین تخت با من خوشبخت فرض کن این لباس خواب سفید فرض کن این ملافهی آبی اتفاقا شبی رباطکریم* زیر باران من خراب شود اتفاقا تو هم پس از باران اثری از خودت نمییابی پرده را میزنم کنار ، امشب از شب پیش هم سیاهتر است فرض کن اتفاقا امشب هم نیستی و به من نمیتابی پس کجا رفته آن دو چشم قشنگ؟ آن دو تا چشم کوچک دلتنگ کو دل تنگ کوچکت؟کو آن صورت مهربان مهتابی؟ در کنارت کسیکه میخوابد گونهات را چگونه میبوسد؟ آه... او را چگونه میبوسی؟! در کنارش چگونه میخوابی؟! باز هم قرص دیگری خوردم بلکه مُردم، دل از تو هم کندم و خودم را بهسختی آکندم به همین خوابهای مردابی ... نتوانستم از تو دل بکنم شب فردا به یادت افتادم ساعتم را که کوک میکردم فکر کردم کنار من خوابی *شهری است کهن در حاشیهی تهران و... |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1388ساعت 11:47 توسط حسین صفا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
این رویای چه کسی بود که نیمه کاره ماند ؟
به تلخی می اندیشم و نگاه می کنم به قطار خاموش که در جای خود می لرزد و به آهستگی دور می شود با تمامی... درهای ... بسته اش.... |
| پیوندهای روزانه |
|
شعر خوانی ( سمانه نائینی ) آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1388 اردیبهشت 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 مرداد 1387 |
| پیوندها |
|
سمانه نائینی امیر ارجینی محسن چاوشي سید مهدی موسوی محمدرضا حاج رستم بیگلو حسین تقوی محمد تاجیک |
|
RSS
|